تبليغاتX
هیئت علمی دانشگاه بزرگ طبری

هیئت علمی دانشگاه بزرگ طبری

درد دل های هیئت علمی با دانشجویان طبری

و آخر اینکه هر آغازی را پایانی ست...

سعی کردیم تا در حد توان خود لحظه هایی شیرین را برای شما رقم بزنیم

دل ما به آن خوش است که در گوشه لبهای شما پیچشی از شادی نمایان شود.

اما افسوس و صد افسوس که حالا که به نوشتن و گریستن برای خندیدن شما

اخت کرده بردیم ، باید چه زود حدیث پایان را بسرائیم.

نمی دانم در این دوهفته چقدر در خانه های دل شما که مهربانانه پذیرای ما بود

ماندیم و خواندیم و خندیدیم اما مطمئن باشید که تمام سعی خود را بر آن داشتیم

تا شما با ما با خدا به دنیای خودمان بیندیشیم و قدری خوش باشیم...

حالا که تازه به شما عادت کرده بودیم، باور کنید خداحافظی تلخ و سنگین است

اما به آن امید به خدا می سپارمتان که این جدایی آغازی باشد برای رسیدن

برای همه شما از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم و مطمئن باشید که اگر بخواهید

می توانید.

و امید دارم تا ببخشایند بر برادر کوچکشان آنان که نامشان رنگ رخسار این خانه بود

و با نام آنان بود که شما لبخند زدید نه با کلام بی مقدار ما.

و امید دارم تا خاطرشان آزرده نباشد از ما.

و از تمام آنان التماس دعا دارم تا صبح خنده ما هم سر برسد...

 از آقای قائمی عزیز ، از شهاب ، عباس و تمام

اساتید و دوستانی که نامشان زینت بخش خانمان بود.

و از دوستانم که در این راه تنهایم نگذاشتند و یاریم کردند تا پایان این پایان،

 عذر خواهی می کنم و از تمام آنان که می شناختمشان و نمی شناختمشان

و آشنا یا نا آشنا با من، ماندند، ممنونم. و بدون شک یاری و کلام آنان بود

که مجال نوشتن داد به ما:

از آقایان مصطفی ، حسین ، شهاب ، رضا ، حمید ٬ سورنا

و دوستانی که نامشان را نمی دانم اما کلامی بس آشنا داشتند:

ساقی عشق غروب ، کویر دل ، خاله رضی

برای همه شما آرزوی موفقیت دارم و ممنونم که منت گذاشتید و تحملمان کردید.

دوستار شما...

کسی که نخواست نامش فاش شود.

 

قربون همگی ،دکتر برنجیا ن                               

                                                              

 

پایان آغازی دوباره است به فردایی پربارتر

سالها می گذرند ٬ حادثه ها می آیند ٬ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 7:50  توسط برنجیان  | 

مصاحبه با دکتر برنجیان

 

مصاحبه با دکتر برنجیان

 

و بلاخره موعود فرا رسید مصاحبه ای داغ با دکتر برنجیان!

خبرنگارهای دائمی ما مستقر در قلب تپنده دانشگاه طبری:

بالاخره دکتر برنجیان پس از یک جنجال سیاسی در یک کنفرانس

مطبوعاتی که با حضور بازرسان آژانس برگزار شد

از قدرت کناره گیری کرده و فعلیت های خود را به حال تعلیق در آورد

به مشروح خبر توجه کنید

چشمک:سلام چطوری!

دکتر:من خوبم نیستم تو چطوری؟

خبرنگار پارلمانی:خبر رسید که نماینده اکبری برای مذاکره به نزد شما آمده؟

دکتر:باله.در مورد این خبر باید بگم که دیروز نماینده رسمی آقای اکبری

جناب آقای حسنی شرایط را به من اعلام کرد.

شمشک:چطور بود؟

دکتر :خوب بود.

خبر نگار رسمی ما:پیشنهادشون چی بود؟

دکتر:البته من با این که اعلام کرده بودم هیچ پیش شرطی را برای

مذاکره قبول نمی کنم اما همه شرطها را پذیرفتم!

خبرنگار فارس:میشه بیشتر توضیح دهید؟

دکتر:باله.همون طور که می دونید مدتی هست که غنی سازی ملات با غنای مورد

نیاز برای ساخت نهارخوری را متوقف کرده ایم ودانشمندان جوان را به مرخصی

فرستادیم.

من به اونها پیشنهاد کرده بودم که تا ده سال آینده دانشگاه دیگری می سازم

و آن را می دهم به تو(اکبری) اما آنها قبول نکردند و گفتند ما با ازدحام نیرو مواجه

شدیم و همین الان دوستان ما فارغ التحصیل شدند و دیگر در دانشگاه جایی برایشان نمانده

پشمک:حالا چه خواهد شد؟

دکتر:البته ما از مواضع خود دفاع کردیم و فقط قبول کردیم که نام دانشگاه به دوستان اکبری

تغییر کند و ملت شریف عمران و معماری هم با همه اساتیدشان دو راه دارند یا

با آقای اکبری پیمان دوستی ببندند و به ان پی تی ملحق شوند و تغییر رشته دهند

ویا دانشگاه را ترک کنند

مثلا استاد درطلوعی از این به بعد درس قشنگ برنامه نویسی و من هم از

این به بعد به جای درس مصالح ساختمان ، ساختمان داده درس خواهم داد.

و اون پاکستانیه هم زبان تخصصی تدریس خواهد کرد

چشمک:سخن پایانی.

دکتر:باله.من هر چی می کشم از مراسم اون شب می کشم.

اول که اون دختره با میلاد درگیر شد و من رو درگیر مسائل پیچیده کرد.(باله)

و بعد هم اون مجری نژادپرست عمرانی که اسم استادهای کامپیوتر را نبرد

وباعث شد اونها قهر کنند.

بعد هم اون درطلوعی(...) با اون حرفای قشنگش باعث شد اکبری حسابی

اعصابش خورد شه و من رو همش چپ چپ نگاه کنه

آخه چی می شد دل این موتمنی طفلی رو نمی شکستند

طفلک با اون  هیکل نهیفش ناراحت شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 7:49  توسط برنجیان  | 

اعزام نماینده

کوفی عنان:نقض آشکار حقوق بین الملل در دانشگاه طبری با عث سرافکندگیست
آصفی:اول خبر را تکذیب می کنم. ولی با عوامل برخورد می کنیم.
دکتر برنجیان:برای مذاکره با اکبری هیچ پیش شرطی را قبول نمی کنیم.
اکبری:بزودی نماینده خودمو به مقر دکتر اعزام می کنم.
وحید: اطراف دانشگاه رو سیم خاردار کشیدیم
به افرادم دستور دادم در صورت مشاهده موتمنی یا اکبری
فقط در صورت لزوم شلیک کنند!
موتمنی:من با همتون قهرم!
البرادعی:به دکتر هشدار میدم از صلاح اتمی استفاده نکنه
و غنی سازی ملات رو متوقف کنه
سخنگوی دولت(الهام):ما گیج شدیم! غنی سازی ملات دیگه چیه
نکنه ترفند تازه ایه!
احمدینژاد:نمی دونم خوبه نمی دونم بده ٬ اما غنی سازی ملات حق مسلم ماست!
بوش: دانشگاه طبری سرژوشی برای غنی سازیست!
رایس:ما که می دونیم تو اون ذرات خانه(دانشگاه طبری) بمب می سازین.
هادی:من که تلفن دارم وحید هم بی سیم داره مهندس هم باتون داره
پس دانشگاه امنه!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 7:48  توسط برنجیان  | 

درد و دل بازوی امنیتی دانشگاه

 

آرشیو:  

وحید :شما فکر کردید همین طوری امنیت فراهم میشه؟

آن شب اگر من و هادی نبودیم با این حرف هایی که درطلوعی زد و اون کارهایی

که اون مجری نژادپرست عمرانی کرد هم اکبری و هم موتمنی می خواستند

برنجیان را به جای شام بخورند اما از ترس من و هادی جلوی خودشون رو گرفتن.

و همین طور با اون همه قرص ایکس که دانشجوهای خود فروخته اما محجبه طبری

با خودشون داشتند حتی درطلوعی و اکبری هم اغفال می شدند.

و با اون رفتار غیر عادی که صادقی و عنایتی داشتند و باعث وحشت گروه خفاش

های سیاه به سرکردگی شهاب خفن شدند ، اگر ما نبودیم مجلس را به حرج و مرج

می کشیدند.

و اگر ما نبودیم حتی یک دانه برنج هم به کسی نمی رسید.آخر شما با خدتون فکر نمی کنید

جهانگیر و فقانی برای چی تو جشن بودند؟

آنها نمی دانند ما می دانیم ولی ما می دانیم! انها قصد داشتند تا در یک شبیخون به کمک اسکندری

سفره را جمع کنند خوشبختانه من آنجا بودم و نگذاشتم اتفاق خاصی رخ دهد.

و همین طور اگر جلوی این صابری خشم گین را نمی گرفتم همون جا دکتر

 برنجیان رو ترور می کرد و اون را با یک ضربه پارو از پا در می آورد.

و همین طور اون میلاد خطرناک!

اگر من نبودم معلوم نبود دیگه می خواست چیکار کنه!

 و اون شریعتی خطرناک با اون کراواتش فکر می کرد اومده عروسی

و همه چیزو باید بخوره.

و جای استاد قائمی در این جشن خالی بود تا با مطالب علمی

خودشون که هنوز بشر کشف نکرده بود(مانند آی رام) مجلس رو

به فیض برسونن. حداقل اگر اون بود و می رفت جلو

اکبری و دوستان و بقیه یه کم می خندیدند و آروم می شدند.

و همین طور این شهاب خفن که روی هر چی پارو بود سفید کرد

اگر من نبودم اون محفل علمی رو به یک محفل غیر درسی تبدیل می کرد.

همه این کارها و بعضی کارها که به دلیل اینکه گفتنشون باعث

می شه به تمدن غنی بشر لطمه بخوره رو، من و هادی مدیریت کردیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 7:47  توسط برنجیان  | 

کویر دل

نگاهم کن ! مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم . مي ترسم کلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف کنند . مي ترسم کبوتراني که به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند . شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد . نگاهم کن تا مثل صبح نوراني شوم ...

به سایت رسمی دانشگاه بزرگ طبری و وب لاگ شخصی دکتر برنجیان خوش آمدید ...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 22:34  توسط برنجیان 

دانشگاه در شرف فروپاشی

 

خبر فوری:

 

سرویس خبری:دانشگاه طبری در شرف فروپاشی قرار دارد

 

به گزارش خبرنگار ما سران دانشگاه طبری در حال حاظر روابط خوبی با هم ندارند.

به طوری که دکتر موتمنی در میهمانی شام دانشگاه با حالت قهر از دانشگاه خارج

شد و استاد اکبری هم با دکتر برنجیان درگیر شد.

عنایتی و صادقی هم که به فکر شام و کیک  و شیرینی بودند سر موز ها باهم دعوا کردند.

دکتر برنجیان برای به آرامش دعوت کردن دانشجویان کامپیوتر که در حال شورش بودند

به آنها وعده داد تا رشته کامپیوتر را ارتقا دهد و امکانات دانشگاه را گسترش دهد.

اما دانشجویان آگاه طبری گول حرفهای او را نخوردند

 

و بعد از مدتها کشمکش اتفاقاتی در حال وقوع است:

وحید:به همت ماموران مخفی ما(حاج آقا حسنی و هادی) بلاخره جو دانشگاه امن گردید.

دکتر برنجیان: بزودی برای جلب رضایت اکبری نام دانشگاه  را به :

موسسه آموزش عالی غیر انتفائی و غیر دولتی اکبری و دوستان تغییر نام خواهیم داد.

استاد اکبری: ما به بومی سازی ایمان داشتیم و با این خبر خوشحال کننده

برنجیان،  راه برای ورود عمه ها و خاله ها و عموهایم به دانشگاه بزرگ طبری

باز شد.

استاد صابری: ضمن عرض تبریک به استاد اکبری از او تقاضا دارم

تا کمی تحمل کنند تا من کتابم را به کمک دانشجو ها تمام کنم بعد این کار را بکنند

والا سر نوشت کتاب من نا معلوم خواهد بود

عنایتی:احتمالا یا من و یا صادقی و یا هر دو باهم جانشین برنجیان خواهیم بود.

وحید:اشتباه کردیم جو دانشگاه از قبل مخدوش تر شده!

هادی:خدا را شکر که من با اکبری دوست بودم.

استاد اکبری:اونهایی که این ترم فارغ التحصیل می شن خوشبحالشون

ولی بقیه باید به فکر یه دانشگاه دیگر باشند ترم بعد برادرزاده هایم جای آنها

را خواهند گرفت.

درطلوعی:پسر قشنگم دکتر اکبری نه در جهان نه در منظومه قشنگ شمسی

بلکه در ... قشنگترین ستاره است.

استاد اکبری:من ضمن تبریک به خودم اعلام می کنم وب لاگ دانشگاه طبری

به وب لاگ دوستان اکبری تغییر نام پیدا کنه!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 22:30  توسط برنجیان  | 

گروه مافیایی اکبری و دوستان

مصاحبه با وحید(عضو فراکسیون امنیت ملی)

 

بعد از مراسم پنج شنبه شب هفته گذشته خبری به دست ما رسید مبنی بر اینکه جان برنجیان در خطر است

-نظر شما در مورد این خبر چیست؟

وحید:باله(بله).خبر درست است حضور برخی افراد نژاد پرست در مراسم باعث شد تا

دکتر موتمنی و اکبری در صدد انتقام از دکتر برنجیان بر آیند

وحید:البته من فکر نمی کنم قضیه جدی باشد اما ما تمام اقدام های امنیتی را انجام خواهیم داد.

-منظور شما از اقدامات امنیتی چیست؟

وحید:باله(بله).اول از همه به فکر استخدام یک بادیگارد برای دکتر بودیم و خوشبختانه

ما خودمان نیروی کافی برای این کار را داشتیم.

-منظورتون چه کسیه؟

وحید:من بشخصه خودم دوتا بادیگاردم و امکان نداره گلوله ای از من عبور کنه و به دکتر بخوره چون

هم هیکل مناسبی دارم هم قطر زیادی دارم اما من به سبب وظایفم از این کار معذور بودم و برای این کار از فردی بسیار ورزیده کمک گرفتم. نام این مامور که بسیار چشمان تیزی دارد حاج آقا حسنی است.

وی این مسئولیت را پذیرفته بنا براین جای هیچ گونه نگرانی نیست.

-آیا تا کنون اقدامی هم از سوی اکبری صورت گرفته؟

وحید:باله(بله).من خودم دیدم که اکبری به دکتر چپ چپ نگاه می کرد از همه مهمتر دوستان استاد

اکبری که کم هم نیستند در  کلاسهای خود به بیان دیدگاههای خود می پردازند و از موضع دکتر

موتمنی و اکبری دفاع می کنند و سعی دارند دانشمندان محجبه طبری را به عملیات انتحاری

دعوت کنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 21:31  توسط برنجیان  | 

مصاحبه با شهاب

 

مصاحبه با شهاب خفن:

 

-سلام چطوری؟

شهاب:باله(بله).من خوبم تو چطوری

-خودت رو بیشتر معرفی کن.

شهاب :باله.راستش من تا همین چند هفته پیش فکر می کردم شهابم!

اما همین دو هفته پیش فهمیدم اشتباه می کردم

-چطور؟!

شهاب:من تازه فهمیدم که آدما اونطوری که فکر می کنند و بنظر می رسن

نیستند اونها روحیات پیچیده ای دارند و من تازه خدمو شناختم

واین رو مدیون استاد بزرگم٬  صابری هستم

در واقع اون بود که خود واقعی من رو بهم نشون داد

حالا من می دونم یک پارو هستم و بعد

از سالها نقش خدمو تو زندگیم پیدا کردم.

-جلب! حالا احساست چیه؟

شهاب: نمی دونم خوبه ٬ نمی دونم بده ولی یه حس عجیبی

احساس می کنی باید حرکت کنی باید تلاش کنی تا قایقت حرکت کنه

البته ما پاروها باید گروهی کار کنیم تا تیم موفق بشه!

- تو این راه از کسی کمک هم می گیری؟

شهاب:البته!.هیچ انسانی به تنهایی موفق نیست و من

موفقیتم رو مدیون عباسم. اون مرد بزرگیه(2 متر قد 150 کیلو وزن)

من حس می کنم ما با هم می تونیم نه تنها در تایوان بلکه در آلمان هم

موفق باشیم.

در پایان حرف آخرت چیه؟

شهاب :باله. من فکر می کنم نقش من در دانشگاه خیلی کم رنگه

و شما باید کمکم کنید تا اون جنبه پارویی خدمو ایفا کنم و در

این راه موفق بشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 21:25  توسط برنجیان  | 

نشست محرمانه

نشست محرمانه اعضاي هيئت علمي دانشگاه طبري بعد از پارتي:

گفته مي شود برخي از عناصر خود فروخته هيئت علمي دانشگاه بعد از پارتي
سعي در منحرف کردن اهداف خير بانيان جشن و دانشجويان داشته اند
آنان در يک گرد همايي محرمانه ابعاد پيچيده موضوعات روز دانشگاه را مورد تحليل
خود قرار دادند خوشبختانه ما با ميکروفني که در جيب يکي از دوستان قرار داده بوديم
توانستيم به موقع از مقاصد شوم آنان مطلع شويم و نقشه هاي شوم آنان را
نقش بر آب کنيم به بخشي از مکالمات آنان گوش کنيد:
حميد:آقويان جلسه رسميه. موضوع جلسه از سرگيري فعاليت هاي بومي سازي
مهندس اکبري ?چالش هاي پيش رو با مهندس صابري
 و هر چيزي که بعدا به ذهنم برسه است.
شهاب:حلي داداج!
ميلاد:من فکر ميکنم در برهه کنوني دفاع از تيم ملي مهمه ونبايد اونها را خراب کرد!
عباس:من هم با نظر مهندس ميلاد کاملا موافقم و فکر مي کنم که با سير صودي که حجوم
دوستان و آشنايان مهندس اکبري به دانشگاه دارند بزودي پست و مقامي براي پذيرايي از
دوستان ديگر ايشون باقي نمي مونه و بايد پست هاي ديگري ايجاد کنيم
مصطفي:من فکر نمي کنم درست باشه ما بايد فکري به حال مصرف روزافزون استفاده از اينترنت
در دانشگاه باشيم به طور مثال من هر وقت آنلاين بودم مهندس صابري هم بود!
شهاب :من نظري ندارم
مرتضی:باید مواظب رفتارهای دون شانی هم باشیم مثلا تازگی ها بعضی
از افراد خود فروخته که از اون جا خط می گیرن فعالیت های غیر درسی میکنند
حسين:بله بايد مواظب بود چاله هاي زيادي پيش رومون قرار گرفته که بايد حل بشن
در پايان گروه به بيان خاطرات خودشون در اين دو سال پرداختن که از بيان
آنها به دليل رعايت موازين شرعي و عدم خدشه به فرهنگ غني تمدن
بشري معذوريم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 2:45  توسط برنجیان  | 

نژاد پرست ها

خبر فوری:

 

یکی از عمرانی ها:استاد برنجیان نه در بابل نه در مازندران بلکه در ایران مطرح است.

درطلوعی:پسر قشنگم برنجیان نه در ایران نه در جهان بلکه در

 منظومه قشنگ شمسی از همه دخترای قشنگم ، قشنگ تره.

استاد اکبری:دکتر برنجیان تهدیدی برای امنیت منطقه است.

استاد اکبری:بومی سازی را متوقف نمی کنم عمرانی ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند.

استاد قائمی:در این احوال پر از آشوب و جنجال و قهر بازی که همه با هم قهر شده اند

استاد قائمی به معرفی محصول جدید خود به نام آی رام پرداخت وی اطلاعات زیادی

در این زمینه در اختیار ما قرار نداد اما از نحوه صحبت ایشان فهمیدیم

که شرکت گیگابایت در طراحی آی رام از ایشان کمک زیادی گرفته

و این محصول صرفا برای راحتی ایشان تولید شده.

استاد صابری:دکتر برنجیان و عمرانی ها نژاد پرستند.

درطلوعی: کوفتت بگیره.دانشگاه قشنگ طبری استادای قشنگ و جوانی داره

که همشون شاگرد اولند.

استاد صادقی:عنایتی، درطلوعی ما رو میگه ها!

استاد عنایتی:باله(بله).من همیشه کودکستان شاگرد اول می شدم.

استاد قائمی:آی رام را تا پایان امسال وارد بازار می کنم!

سرویس خبری:تجهیز هادی و وحید به وسائل امنیتی مانند تلفن بی سیم.

وحید :خبر مهمی داریم اما کاملا سری و محرمانه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 2:13  توسط برنجیان  |